غول بازار مسكن كاري به سياستهاي دولت ندارد. دولت با ذرهبين روي زمين دنبالش ميگردد، اما غول بازار مسكن درآسمانها سير ميكند. ديدن اين غول عظيمالجثه نياز به چشم مسلح و تلسكوپ و اينگونه دستگاهها ندارد، كافي است از حوالي نياوران كه رد ميشويد، نگاهي به نوك آن برج معروف بيندازيد. غول بازارمسكن كه هرروز بزرگتر وبزرگتر ميشود، سه سال پيش قدش كوچكتر از يك شركت ثبت شده در تابلوي دوم بورس بود، اما اين روزها از شركتهاي معظم تابلوي اصلي بورس هم بلندترشده است.
من محاسبه كردهام و غلو نميكنم تا سياستهاي دولت را زير سوال ببرم، اما باور كنيد شما اگر 1000متر بنا درخيابان نياوران داشته باشيد، ميتوانيد آن را وارد بورس كنيد. فكر ميكنيد تعداد افرادي كه صاحب برجهاي بزرگ هستند، كم است؟ من كه چنين عقيدهاي ندارم.
غمانگيز است كه سرمايه خيلي از شركتهاي بورس اوراق بهادار با قيمت يك واحد مسكوني در محلههاي تهران برابري ميكند. نميدانم اين نسبت نشان دهنده ارزش كاذب مسكن است يا بيارزشي توليد و سرمايه.
فكرش را بكنيد، شما ميتوانيد بدون اين كه دردسر كارگر و تاميناجتماعي وتامين مواد اوليه و تسهيلات بانكي و هزاران بدبختي ديگر را داشته باشيد، پولتان را صرف ساخت ساختماني در منطقه دارآباد تهران كنيد و بعد با سود آن يك واحد توليدي را بخريد، كارگرانش را بازخريد كنيد و بعد در زمين آن برج بسازيد.
من كه نميفهمم چرا بايد سرمايهام را خرج توليد پيچ ومهره در شهرك صنعتي عباسآباد كنم. مگر اين كه از تاكتيكهاي هميشگي استفاده كنم. زياد سخت نيست. نامهاي ميخواهد با اين مضمون:
جناب حاج آقاي دكتر...
مقام محترم وزارتي
سلام عليكم
احتراما به استحضار ميرساند شركت توليدي... با 200نفر كارگر زحمتكش، كه 40نفرآنها عضو خانوادههاي معظم شهدا هستند و25 نفراز آنها درزمره آزادگان وشهيدان زنده به دليل ورود پيچ و مهرههاي چيني و دامپينگ نامردمان چشمبادامي و ناتواني در عودت وامهاي كمرشكن سيستم بانكي، در آستانه ورشكستگي است. با توجه به نقش مهم اين شركت در اشتغال نيروهاي انقلابي ونقش آن در مسايل امنيتي منطقه، لطفا دستور فرماييد از محل حساب ذخيره نذري، مبلغ 20ميليون دلار وام كمبهره به اين شركت تعلق گيرد.
با تشكروآرزوي توفيق وسربلندي
ارادتمند ودست بوس
پرويزگيلاني
باور كنيد 20ميليون دلار پول كمي شده است. كافي است به نوك برجهاي نه چندان معروف شمال تهران نگاه كنيد. شراكت با غول مسكن بهتر است يا كاركردن در سولههاي عباسآباد و سروكله زدن با كارگر و مامور بيمه و نيرويانتظاميكه مدعي جديد بخش خصوصي شده است؟
افتخارهاي من
شركتهاي زيادي هستند كه من افتخار حضور در هيأت مديره آنها را دارم. از شركتهاي فعال در زمينه ساختمان و مسكن تا شركتهايي كه فقط روي كاغذ زندهاند و هيچ نام و نشاني در دنياي واقعيت ندارند. اين خصلت ايرانيها است و نميدانم منطقي است كه نام اينگونه فعاليتهاي اقتصادي را سرمايهگذاري موشي بدانم يا بهتر است به آن شركتهاي تو در تو بگويم.
اجداد ما هم، بعد از دوره ترك غارنشيني، خانههايي ميساختند كه شبيه تونلهاي تودرتو بود و پس از سالها اين عادت عجيب به سرمايهگذاران ايراني رسيده است.
بسياري از شركتهايي كه من عضو هيات مديره آنها هستم وجود خارجي ندارند و تنها نشان حياتشان چند بيزينسكارت است و چند دسته ورق سربرگ دارد.
با اينحال، محاسبهام نشان ميدهد سال گذشته سود كلاني از همين شركتها به دست آوردهام.
حقه، حقهاي پيچده و جديد نيست. تقريبا همه به آن تن دادهايم، هم سرمايهگذاران، هم سيستم بانكي و هم مديران صنايع.
جريان از اين قرار است كه شما با يك واسطه ثبت شركتها تماس ميگيريد. نيمساعت بعد مدارك ثبت شركتي جديد را به او تحويل ميدهيد و دو روز بعد آقاي واسطه مدارك ثبت شركت را پس از دريافت حقالزحمه، به شما تحويل ميدهد. يك هفته بعد، شما روبهروي يكي از مديران ارشد بانك... در رستوراني ايتاليايي نشستهايد و در حالي كه پيتزا ميخوريد مدارك درخواست وام را به شريك آينده خود تحويل ميدهيد.
يك هفته بعد وام 600ميليون توماني شما آماده است و شما ميتوانيد با آن يك واحد آپارتمان 200متري در دارآباد بخريد.
اعتراف ميكنم كه چندبار از اين وامها گرفتهام. اين وامها طعم بسيار شيريني دارند، به اين دليل كه بهره پاييني به آنها تعلق ميگيرد و در عوض بازار مسكن سود فراواني به شما هديه خواهد داد.