دختري را ميشناسم كه با استفاده از "حمله شبانه" به پولهاي كلاني دست يافته است. او ميايستد تا <ستاره شب> طلوع كند. درخشش <ستاره شب> يعني اينكه دختر بايد از آن چه در <حمله شبانه> به دست آورده است، دل بكند. او با استفاده از <شمعهاي ژاپني> به دل تاريكي ميزند.شما فكر ميكنيد، دختري كه من كمي از او نوشتهام، چكاره است؟ او يك راهزن است يا يك <باجگير> يا شايد يك شبگرد. نميدانم درباره <هما> دختري كه ميخواهم از رفتارش براي شما بنويسم. چه برداشتي كرديد اما پيش از هر گونه داوري، بايد بگويم داريد مرتكب يك اشتباه بزرگ ميشويد.<هما> اتفاقا دختري است كه همه او را به نيك ي و رفتار موقر ميشناسند. اما او با ديگر همسن و سالهاي خود، چند تفاوت عمده دارد.اولين تفاوت او با ديگران را بايد در <حملههاي شبانه> اش جست وجوکرد.لطفا عجله نکنید درضمن هرگونه برداشت منفي و غير اخلاقي هم ممنوع. فقط يادتان باشد، زمانيكه <هما>، <حملهشبانه> را آغاز ميكند، احتمالا هزاران نفر از جنس او مورد حمله شبانه قرار ميگيرند.دومين تفاوت <هما> با ديگران را بايد در شب زندهداريهايش جستوجو كرد. او هر شب حوالي ساعت 12، به بازاري ميرود كه در هر ثانيهاش ميلياردها دلار جابهجا ميشود. <هما> براي شركت در اين معاملات، هر شب قبل از ساعت 10، حمام ميكند. لباسهاي تميز ميپوشد. ادوكلن ميزند و شام سبكي ميخورد.او مجبور است پنجروز هفته را همينگونه سپري كند. بعضي وقتها مجبور است تا نزديكيهاي صبح كار كند تا درآمد بهتري داشته باشد.
ميدانم شما هنوز داريد اشتباه ميكنيد. كار <هما> و هزاران دختر و پسري كه همراه او شبها كار ميكنند، آن نيست كه در ذهن شما نقش بسته است آنها در بازار <فاركس> به كار مشغولند.تا حالا اسم اين بازار را شنيدهايد؟ اگر شنيدهايد كه هيچ اما اگر چيزي در مورد <فاركس> نميدانيد، كمي در صندلي خود جابهجا شويد. تمركز كنيد و خوب به آن چه برايتان نوشتهام، فكر كنيد.شايد اگر شما هم آدم زيركي باشيد، يكي از همين روزها، وارد بازاري شويد كه اصلا وجود خارجي ندارد اما هر روز 5/1ميليارد دلار در آن داد و ستد ميشود.بازار بينالمللي <Foreign Exchenge> يا همان <Forex> بازاري است كه 5روز هفته شب و روز، در آن ارز داد و ستد ميشود.براي اينكه خوب متوجه شويد، به زبان سادهتري ميگويم، بازار <فاركس>، بازار جهاني خريد و فروش ارز است كه بانكها و موسسههاي مالي در آن ارزهاي مختلفي مثل دلار و يورو خريد و فروش ميكنند.اين بازار بر خلاف همه بازارهاي دنيا، فيزيكي نيست و مكان خاصي ندارد. يعني در هيچ كجاي دنيا، تير و تختهاي به هم ندوختهاند تا بازاري تشكيل شود براي خريد و فروش دلار و يورو.از نخستين ساعات دوشنبه هر هفته، هزاران <تاجر خانهنشين> پشت كامپيوترهاي خود مينشينند تا بانكهاي استراليا آغاز به كار كنند. به محض باز شدن بانكهاي اين قاره كوچك، خريد و فروش ارز آغاز ميشود. قيمتهاي آغازين را معمولا بانكهاي استراليا به سيستم وارد ميكنند.معاملات بر اساس ساعات كاري بانكهاي استراليا چند ساعت ادامه پيدا ميكند و بعد از پايان اين ساعتها، داد و ستد ارز، از استراليا به كشورهاي آسيايي منتقل ميشود. آسياييها كه از خواب برخاستهاند، چند ساعت <رينگ اينترنتي> معاملات را پررونق نگه ميدارند و زمانيكه خورشيد در كشورهاي آسيا غروب ميكند، اروپاييها و آمريكاييها، رشته كار را در دست ميگيرند. شايد باورتان نشود اما دادوستدهاي بازار <فاركس> از دوشنبه تا پنجشنبه بدون اينكه حتي يك ثانيه متوقف شود، ادامه پيدا ميكند. در اين بين به دليل پيچيدگي معاملات، هزاران نفر زيان ميكنند تا هزاران نفر ديگر سود ببرند.حالا كه با گوشهاي از كار <هما> آشنا شديد، بد نيست به اظهاراتش در مورد فاركس توجه کنیم."هما"می گوید: فارکس يك بازار بين بانكي است كه در سال 1971 زماني كه تجارت جهاني از قيمتهاي ثابت به قيمتهاي شناور تغيير كرد، راهاندازي شد.<فاركس> مجموعهاي است كه در آن مبلغ مشخصي از پول بر اساس ارز رايج يك كشور به ارز رايج كشور ديگر با نرخ برابري مشخص و توافق شده و در تاريخي معين توسط تعدادي معاملهگر تبديل ميشود. در اين بين ملاك توافق خريدار و فروشنده، مكانيزم عرضه و تقاضا است. قبلا داد و ستدهاي بازار <فاركس>، تلفنی انجام ميشد و اندازه داد و ستدها ناچيز اما امروز به مدد تجارت الكترونيكي، حجم داد و ستدها، از 5/1ميليارد دلار در روز ميگذرد.
از <هما> در مورد <شمعهاي ژاپني> ميپرسم و <حمله شبانه> و <ستاره شب> ميگويد: 200سال پيش، مردي ژاپني به نام <هما> كه يكي از تاجرهاي موفق برنج بود، پس از تحقيق زياد، به اين نتيجه رسيد كه <اگر چه ارتباط بين عرضه و تقاضاي برنج ميتواند تاثير زيادي بر قيمت برنج داشته باشد، اما قيمت برنج متاثر از عوامل ديگري مثل احساسات و هيجانهاي ديگر تاجران نيز هست.><هما> متوجه شد كه اگر بتواند درك درستي از احساسات تاجران داشته باشد، در پيشبيني قيمت برنج موفق خواهد شد.
اصولي كه <هما> از آنها در اندازهگيري و تحليل احساسات حاكم بر بازار استفاده ميكرد، همان اصولي هستند كه در تحليل <نمودارهاي شمعي> مورد استفاده قرار ميگيرند. <هما> بعد از اين تعريف من را كنار خود مينشاند و برايم از تكنيك <نمودار شمعهاي ژاپني> ميگويد.به گفته او <نمودارهاي شمعهاي ژاپني، نمودارهايي هستند كه از 4متغير قيمت آغازين، قيمت پاياني، ميزان بالا و ميزان پايين بودن قيمت تشكيل ميشوند. از <هما> ميپرسم <ستاره شب> يعني چه؟ كه در پاسخ ميگويد <ژاپنيها معتقدند، ستاره شب، اولين علامت آغاز تاريكي است يعني اگر در نمودارتان به چنين الگويي برخورديد، بدانيد كه رشد قيمت، پايان يافته و روند نزولي آن به زودي آغاز ميشود.>و در توضيح <حمله شبانه> هم ميگويد <در دقايق پاياني ممكن است قيمت سهام يك شركت یاقیمت یک ارز كاهش يافته و يا افزايش پيدا كند بنابراين تا ثبت قيمت پاياني، نبايد كاري كرد.>دنياي عجيبي است. <هما> ميگويد <فاركس> آن قدر پيچيده است که،99درصد افراد تازه وارد به آن، زيان ميكنند.> پس چرا افراد وارد بازاري با اين درجه ريسك ميشوند. شايد فاركس بازاري است براي به چالش كشيدن قدرت روحي و رواني افراد، چيزي شبيه پريدن از روي يك <كروكوديل> يا بوسيدن دهان يك افعي.بازار <فاركس> نور خورشيد را دور تا دور زمين تعقيب ميكند. كار اين بازار از بانكهاي اقيانوسيه آغاز ميشود. از <ولينگتون> <نيوزيلند>، سيدني و بعد به توكيو، هنگكنگ و سنگاپور ميرسد. چند ساعت بعد مركزيت بازار به بحرين و خليجفارس كشيده ميشود.چند ساعت بعد كار بازارهاي اروپا آغاز ميشود. بعدازظهر فاركس در اروپا، مواجه ميشود با گشايش بازارهاي نيويورك و اين چرخه ادامه مييابد تا هزاران نفر سود كنند و هزاران نفر، زيان.
<هما> سود خوبي كرده است. اما من ميترسم بدون مطالعه، وارد اين بازار <تمام ريسك> شوم.