تبليغاتX
پرویز گیلانی - بدبخت ها به کاهدان زدند

ماجرای واقعی احمق هايی که در بورس تهران کلاهبرداری کردند

حرص و ولع، همواره انسان را در شرايط دشواري قرار مي دهد. با اين جمله فكر نكنيد پرويز گيلاني قصد دارد مبحثي اخلاقي را دست مايه «يادداشت هاي يك سهامدار» كند.اين بار مي خواهم به سبك و سياق نوشته هاي قبلي خودم جريان يك كلاهبرداري خنده دار را برايتان تعريف كنم.كليد اصلي لو رفتن اين كلاهبرداري بورسي، فقط حرص و طمع بود وگرنه در همان مرحله اول، 207 ميليون تومان گير كلاهبرداران مالي مي آمد.اسم «احسان يارشاطر»  را حتما شنيده ايد. او يكي از مترجمان و صاحب  قلمان شناخته شده قبل و بعد از انقلاب است. اما اكنون رياست بنيادي را در آمريكا برعهده دارد كه به «ايرانيكا» معروف است. موضع اپوزيسيوني اين نويسنده شهير، بارها مطبوعات داخلي را عليه او شورانده است. اما او متاسفانه هنوز هم در قالب يك مخالف، جنجال آفرين ظاهر مي شود.كاري به موضع اپوزيسيوني «يارشاطر» ندارم اما موضوعي را مي خواهم برايتان تعريف كنم كه نويسنده فراري ايران را باز هم در صدر خبرها، قرار خواهد داد.«يارشاطر» هم مثل خيلي از هموطنان ايراني ما، قبل از انقلاب در بورس تهران سرمايه گذاري كرده بود. طبق اطلاعات موجود، او 26 سال پيش، تعداد محدودي سهم شركت سيمان فارس و خوزستان را مي خرد. گذشت سال ها و رشد زنجيره اي تورم در اقتصاد سال هاي اخير ايران، سرمايه اندك نويسنده ايراني را به رقم قابل توجهي رساند و او در تمام مدت 25 سال بعد از انقلاب فراموش كرده بود كه ديرزماني در بورس كوچك تهران سرمايه گذاري كرده است.اين فراموشي براي او مهم نبود، اما در تمام اين مدت، كساني بودند كه غيبت سال هاي گذشته او را زيرنظر داشتند و مترصد بودند كه در يك فرصت مناسب، دارايي هاي فراموش شده نويسنده ايراني را بالا بكشند.سرانجام لحظه موعود فرا مي رسد و كلاهبرداران مالي با دسترسي به اطلاعات محرمانه سهام، كد معاملاتي «احسان يارشاطر»  را رديابي و براي انتقال سود سهام انباشته شده او به حساب خودشان، دست به جعل سند و شناسنامه مي زنند.براساس اطلاعات موجود، «يارشاطر» براساس ارزش روز 400 ميليون تومان دارايي داشته و البته كلاهبرداران، در وهله اول سود تعلق گرفته به سهام او را به حساب خود واريز كرده اند.ارزش سود انباشته سهام «احسان يارشاطر»  7 ميليون تومان بود اما نامتناسب بودن اين رقم با كل دارايي هاي او، جاعلان را دوباره به حرص و طمع انداخت و آنها دوباره وارد ميدان كلاهبرداري شدند.وزنه اي كه اين بار آنها قصد بلند كردن آن را داشتند، 200 ميليون تومان ارزش داشت و جاعلان حرفه اي توانستند با همدستي كارمند سيمان فارس و خوزستان و احتمالا كارمند كارگزاري طرف معامله، نيمي از دارايي هاي 400 ميليون توماني يارشاطر را به نام خود كنند.رفتار آنها خيلي حرفه اي بود اما شناسنامه جعلي به نام «احسان يارشاطر»، كار آنها را راحت تر كرده بود.تا اينجاي كار 207 ميليون تومان از دارايي مالي نويسنده مقيم آمريكا به حساب كلاهبرداران واريز شده بود. اما آنها تصميم داشتند، «آش را با جاش» بخورند. اينجاست كه طمع مضاعف به آنها فشار آورد و باعث هوا رفتن كل جريان شد.آن طور كه گفته مي شود، شركاي كلاهبردار، مصمم مي شوند كه پا را از دارايي هاي «يارشاطر» فراتر بگذارند. آنها قصد انتقال كل دارايي هاي يارشاطر و خانواده اش را دارند. به همين منظور دوباره سعي مي كنند سندها و شناسنامه هاي جديدي جعل كنند. اما هوشياري «طباطبايي» كارگزار شركت «سيماب گون» در كار آنها گره ايجاد مي كند.

طباطبايي كه شناسنامه يارشاطر قلابي را خيلي نو و مشكوك مي بيند، جريان را به بورس اطلاع مي دهد. ظاهرا دستگاه هاي امنيتي هم بلافاصله وارد جريان مي شوند و طباطبايي با جاعلان شناسنامه، قرار ملاقات مي گذارد.يارشاطر قلابي يا احتمالا پسر قلابي او سر قرار حاضر مي شود و بعد از دستگيري اعتراف مي كند كه همدستي دارد كه سر كوچه منتظر او ايستاده است. مأموران بلافاصله وارد عمل مي شوند و همدست بخت برگشته او را هم دستگير مي كنند.به اين ترتيب جريان كلاهبرداري يا سوءاستفاده يك ميليارد توماني از يك سرمايه گذار ايراني مقيم خارج، لو رفته و مجرمان هم به دام مي افتند.قطعا اگر من و شما به جاي كلاهبرداران طمع كار بوديم، دست به چنين كاري نمي زديم اما اگر مي زديم، به همان 207 ميليون تومان اول قانع مي شديم.اما نكته جالب اينجاست كه دارايي هاي مالي افراد يا به عبارتي، سرمايه گذاري هاي واقعي يعني خريد سهام، سوخت و سوز و دزدي ندارد و البته، خلافكاران بورس هم فهميده اند كه راهي براي تقلب نيست چرا كه گذشته از مجهز شدن تالار معاملات به دوربين هاي مداربسته، كارگزاري ها هم از اين به بعد، شما را سين جيم خواهند كرد.مي گوييد نه، شما هم در بازاري كه سود متوسط آن، 50 درصد است، دست به كلاهبرداري بزنيد

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 18:5 توسط پرویز گیلانی |