تبليغاتX
پرویز گیلانی - بهترين زمان برای خريد

من را ببخشيد. برخلاف وعده اي كه داده بودم،  نتوانستم منظم بنويسم. تعطيلي موقت شرق هم دست من نبود. اما چند روزي من را هم مثل همه شما نگران و چشم انتظار نگه داشت. قبلاً به شما گفته بودم. من خودم سبد بزرگي از سهام دارم كه حقيقتاً گرداندن آن خيلي آسان نيست. اصولاً «پرتفوي» گرداني يعني مديريت سبد سهام، خيلي هنر و تكنيك مي خواهد. در طول يكي دو هفته گذشته سعي كردم، با تحليل وضع موجود، در سبد سهام خودم، خانه تكاني كنم. ابتدا فكر كردم بهتر است كه قسمتي از سبد را با توجه به وضع موجود، بفروشم و باز با توجه به همين وضع، چند سهم جديد به سبد خودم اضافه كنم. همان طور كه قبلاً گفتم اصلا دوست ندارم كسي را براي خريد يا فروش سهمي راهنمايي كنم و اصولاً دنبال خط دادن به بازار هم نيستم. من كار خودم را مي كنم و خودم به تنهايي لذت مي برم. 

اما معتقدم اگر خيلي هاي ديگر در جاي من قرار بگيرند، قطعاً روش خود را تغيير خواهند داد. چرا؟ چون آدم ها، بسته به اخلاقيات دروني، اندازه ريسك پذيري مالي خود را تنظيم مي كنند. مثلاً خيلي ها ترجيح مي دهند، در شرايطي كه راست و چپ به جان هم افتاده اند و آمريكا هم شانتاژ مي كند، سهمي نخرند اما من معتقدم، الان وقت خريد سهم است. باور كنيد. دلم براي خيلي ها كه با عطسه جورج بوش به لرزه مي افتند و با لبخند استراو،  آرام مي شوند، مي سوزد. عكس اين قضيه هم صادق است و اصولاً در ايران كسي پيدا نمي شود كه بتواند تحليل دقيقي از كل ماجراهاي سياسي كشور ارائه كند. همه ما بازيگريم و بدون اينكه بخواهيم يا بدانيم، بازار را تكان، تكان مي دهيم. هرچند اينها نشانه هاي بلوغ بازار به شمار نمي رود، اما قطعاً يك پيام دارد: «سعي كنيد عاقلانه داد و ستد كنيد.»در جايي خوانده بودم كه «كوروساوا» فيلمساز بزرگ ژاپني در مرحله اول فيلمنامه هايش را با دلش مي نويسد و بعد با عقلش بازنويسي مي كند.

مي خواهم بگويم در اين شرايط، شما هم قطعاً درگير فضاي متناقض سياست و اقتصاد كشور هستيد. يك طرف عقلتان مي گويد نرو و طرف ديگر معتقد است، نبايد ريسك كرد. كلنجار اين دو نيمكره همان لذت بورس بازي است. فكرش را بكنيد اگر بخريد خوب سود كرده ايد يا حتي برعكس، اگر نخريد سود كرده ايد. اين لذت بازي سهام است. معني ريسك همين است و بسته به روحيات افراد، درجه ريسك پذيري آن متفاوت است. اگر از «كوروساوا» نام بردم. منظورم اين بود كه اين فيلمساز ژاپني به دل و عقل خود يك گونه احترام مي گذاشت. من همين روش را پيشنهاد مي كنم. با اين تفاوت كه من با عقل انتخاب مي كنم و با عقل بازبيني.

 

مثلاً اگر سهام شركت A را انتخاب كردم. دوباره آن را ارزيابي مي كنم و بعد آلوده  اش مي شوم. كاري نمي شود كرد. بازي سهام است و تو بايد، انحراف انتخاب را با تراز، تحليل و تنظيم كني. از تحليل گفتم: اين روزها از هر دكان و حجره اي، صداي تحليل گري مالي خارج مي شود. آنهايي كه تا ديروز پيرزن خفه مي كردند و آب حوض مي كشيدند، به هيبت تحليل گر مالي درآمده اند و در كوچه و خيابان داد مي زنند، تحليل مي كنيم، تحليل مي دهيم، آب حوض مي كشيم. اگر مي خواهيد سرنخي از رفتارهاي اين گروه را لمس كنيد، سري به سايت هاي اينترنتي بزنيد. گذشته از وبلاگ نويس هايي كه صادقانه هفته اي چند خط براي تشويق خود و بقيه مي نويسند، عمده سايت ها و پايگاه هاي اينترنتي، به بازارهاي مكاره اي تبديل شده اند كه به خودشان حق مي دهند به شما بگويند چه بخريد و چه نخريد. 

اينها راه نفوذ به سهامداران را اينترنت مي دانند و بنابراين، شايعاتي كه ديروز از طريق موبايل و تلفن به بقيه مي رساندند را حالا از طريق اينترنت، دهان به دهان مي چرخانند. من گيلاني را تا زماني دوست داشته باشيد كه به شما نگويم چه بخريد يا چه نخريد. باور كنيد. اين روزها، دروغگوها، شب نامه نويس ها و كلاش ها، در هيبت تحليل گران مالي، به جان مردم افتاده اند و سرمايه هاي خرد و كوچك آنها را به دريايي هدايت مي كنند كه خودشان كوسه اش هستند. مراقب باشيد دستتان نسوزد. اصلاً با خودتان عهد ببنديد كه از اين به بعد، براساس شايعات، سهم داد و ستد نكنيد، و مطمئن باشيد در «بازار سرمايه كسي راست نمي گويد.» چند روز بيشتر فرصت نداريد. فكر مي كنم بد نباشد، اگر سبد سهامتان را با خريدهاي تازه اي رنگين كنيد. من مطمئنم الان بازار حواشي به سهامي نيست كه اين روزها، به وفور عرضه مي شود، سهامي كه خيلي بيشتر از قيمت هاي كنوني اش مي ارزد. نوبت شماست كه پرتقال فروش بورس تهران را پيدا كنيد.

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 17:59 توسط پرویز گیلانی |