تبليغاتX
پرویز گیلانی

مانده‌ام ميان ماندن و رفتن و هر روز با هركس كه روبه‌رو مي‌شوم مي‌پرسد بمانيم يا برويم؟من نمي‌دانم ماندنم چه سرنوشتي براي دارايي‌هايم رقم خواهد زد و البته اعتراف مي‌كنم كه هيچ تصوري هم از آثار خروج احتمالي‌ام ندارم. يعني هيچ جايگزيني براي جانشيني بورس ندارم. بازار ساخت‌وساز فعلا در بهتي غم‌انگيز غوطه‌ور است. وضعيت خريدوفروش ملك هم كاملا نامشخص شده و لااقل تا چند ماه آينده اين وضعيت ادامه خواهد يافت. اوضاع واردات بدتر از همه حوزه‌هاست و صادرات هم وضعي غم‌انگيزتر از هميشه دارد. بورس هم در غم‌انگيزترين دوران حياتش به سر مي‌برد. بورسي كه در هر صورت برشي از مديريت فعلي و قسمتي از سرنوشتي است كه اين روزها براي همه ما رقم زده‌اند. بازاري كه تير بي‌اعتمادي به پهلويش خورده اما دو نفر زير بغلش را گرفته‌اند و دارند كشان‌كشان جابه‌جايش مي‌كنند. با خودم مي‌گويم بهتر است كه از بازار خارج شوم اما لحظه‌اي بعد فكر مي‌كنم حالا كه خارج شدم و دارايي‌هايم را بسيار كمتر از ارزش واقعي‌اش فروختم، به كجا بروم؟ و همين پرسش چندش‌آور است كه باعث مي‌شود چند صباح ديگر در بازار بي‌انگيزه سهام بمانم. شايد اگر كمي جوان‌تر بودم، محافظه‌كاري را كنار مي‌گذاشتم و يك لحظه در بازار نمي‌ماندم اما چه كنم كه براي چنين عمليات پر ريسكي، پير شده‌ام چند روز پيش يكي از دوستان را ديدم كه تكيه داده بود به نرده‌هاي پارك ساعي و داشت روزنامه مي‌خواند. من دنبال جاي پارك مي‌گشتم كه ديدم غرق در اخبار روزنامه است. ماشين را پارك كردم و رفتم كه احوالش را بپرسم. هر دو از ديدن هم بسيار خوشحال شديم اما او با دادن خبري عجيب من را غرق در شگفتي كرد. او را همواره به‌عنوان يكي از حرفه‌اي‌ترين سهامداران بورس مي‌شناختم كه در 10 سال گذشته، حتي در بدترين شرايط بازار، بازدهي خوبي داشت بنابراين انتظار نداشتم از او خبر خداحافظي با بورس را بشنوم. اگر نامي از او ببرم، حتما مي‌شناسيد اما چنين اجازه‌اي ندارم بنابراين همين قدر اشاره مي‌كنم كه او يكي از سهامداران بزرگ شركت‌هاي دارويي در چند سال گذشته بوده است. گفتم چرا چنين تصميمي گرفته‌اي؟ گفت: ديگر تحمل پذيرش ريسك را نداشتم. راست مي‌گفت از ابتداي دهه 80، در جهان اطراف ما چند جنگ فراگير و خونين به وقوع پيوسته؛ چند انقلاب صورت گرفته و جغرافياي سياسي منطقه شكل و شمايل ديگري يافته است. به قول يكي از دوستان، هركدام از وقايع 10 سال گذشته كه بر ايران و همسايگان ايران گذشته، براي زمين زدن بازاري به بزرگي بورس نيويورك كافي است اما بورس تهران حداقل 10 اتفاق بزرگ و خطرناك را پشت سرگذاشته است. وقايع 18 تير، 11 سپتامبر، جنگ آمريكا و افغانستان، جنگ آمريكا و عراق، انتخابات رياست‌جمهوري سال 84، انتخابات رياست‌جمهوري سال 88، ناآرامي‌هاي پس از انتخابات و خيلي اتفاقات ريزودرشت ديگر كه هركدام براي ساقط كردن بازارهاي سرمايه كافي‌اند. پيش‌بيني من از آينده اقتصاد ايران بنابه دلايلي كه به آن اشاره مي‌كنم، مثبت نيست. به نظر من قيمت نفت ظرف ماه‌هاي آينده پايين خواهد بود و اين مي‌تواند دست دولت را براي استفاده از اهرم واردات و جلب رضايت مردم بسته نگه دارد. به نظر من بيشترين تاثير را فضاي كسب‌وكار گرفته و تا زماني كه اين فضا اصلاح شود ماه‌ها بايد صبر كرد. در حال حاضر ريسك سرمايه‌گذاري در بدترين شرايط چندسال گذشته قرار دارد و براي اصلاح وضعيت آن به نظر من بايد ماه‌ها تلاش مستمر انجام داد كه آن هم در شرايط سياسي فعلي بعيد به نظر مي‌رسد. از دوستم پرسيدم حالا كه در بورس نيستي چه مي‌كني؟ گفت؛ فعلا به سرزمين پدري‌ام برگشته‌ام و قصد دارم با سرمايه‌اي كه برايم باقي مانده، كار كشاورزي كنم.كاش من هم جسارت او را داشته باشم و بتوانم تتمه سرمايه‌ام را از بازار بي‌آينده سهام خارج كنم. فعلا پيشنهاد احداث يك گاوداري را از تعاوني گاوداران لشت‌نشاء دريافت كرده‌ام.

+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 11:25 توسط پرویز گیلانی |