ما ايرانيها ادعا داريم كه «هنر نزد ايرانيان است وبس» اما پاي تبليغ كه ميافتد، ميتوانيم به بهترين شكل، بهترين كالا را ضايع كنيم.كمتر تبليغ خوبي در تلويزيون ايران ميبينيم اما در تلويزيونهاي معتبر بينالمللي، تا دلتان بخواهد.چند وقت پيش تبليغ فوقالعادهاي در يكي از شبكههاي خارجي ديدم كه هنوز درخاطرم مانده و فكر نميكنم به اين زوديها فراموشاش كنم.درعوض هر وقت چشمم به تبليغات ايراني ميافتد، نگاهم به توليد وصنعت ايران تغيير ميكند با تيزرهاي پيشپاافتادهاي كه پخش ميشود.حتما شما هم دهها مورد تبليغ زيبا در تلويزيونهاي خارجي ديدهايد واحتمالا دو سه جين تبليغ بيمزه هم از تلويزيون خودمان به ياد داريد.مثلا تبليغ شركت توليدكننده مواد شويندهاي كه درمقابل رقيبش ادعا ميكند به بهترين شكل حقوق مصرفكنندهاش را رعايت ميكند و بركيفيت محصول خود تاكيد دارد اما نميگويد اين كيفيت چگونه به وجود آمده و از كجا به كالا تزريق شده است.يا تبليغات بيمزه برخي توليدكنندگان تلويزيون كه حال آدم را ميگيرند به خصوص اگر آدم يكي از آن تلويزيونها را درخانه داشته باشد.درمقابل اما تبليغات فوقالعادهاي درتلويزيونهاي خارجي ميبينيم مثل تبليغي كه چند ماه پيش در يكي از تلويزيونهاي آمريكايي ديدم.
دراين تبليغ كوتاه اما با معني، مردي با پسرش درحال رانندگي با آخرين مدل شورلت است كه پسر از پدرش در مورد ساختمانها و بناهاي كنار جاده سوال ميكند. پسر به ساختمانها اشاره ميكند و ميپرسد پدر اينجا كجاست كه پدر جواب ميدهد، اينجا ورزشگاه است. دوباره ميپرسد اينجا كجاست كه پدر ميگويد اينجا داروخانه است. دوباره ميپرسد پس اينجا كجاست كه پدر جواب ميدهد اينجا رستوران است. درمجموع چند بار از اين پرسشها مطرح ميشود و در نهايت، پسر با اشاره به تعميرگاهي در كنار جاده، ميپرسد پدر اينجا كجاست كه پدر پاسخ ميدهد؛ نميدانم.
اين تبليغ ميخواهد كيفيت بالاي شورلت را يادآوري كند و به بهترين شكل اين مفهوم منتقل ميشود اما ايرانيها هرگز نميتوانند در انتقال چنين مفاهيمي موفق عمل كنند. نميدانم ايراد كجاست، درتوليد ايراني يا تبليغ ايراني.
اما بهترين تبليغي كه ديدهام و هنوز هم به خوبي به ياد دارم، كليپ تبليغي شركت اريكسون براي يكي از گوشيهاي جديدش بود. آن روزها كه بازار گوشي تلفن همراه مثل اين روزها خيلي داغ نبود، يا داشت داغ ميشد، شركت سوئدي اريكسون تبليغي در تلويزيونهاي بينالمللي پخش ميكرد كه فوقالعاده زيبا و به ياد ماندني بود.دراين تبليغ زيبا، كشيشي داشت دعا ميخواند و مردان و زنان زيادي پشت سرش ايستاده بودند وآنها هم دست به دعا بلند كرده بودند كه ازگوشه تصوير،خانمي متين و زيباروي از روبروي كشيش رد شد. كشيش ناخودآگاه سرش را بلند كرد و در حالي كه همچنان دعا ميخواند، با چشمان گردشده به خانم شيكپوش نگاه ميكرد كه ناگهان گوشي تلفن همراهش زنگ زد.كشيش سراسيمه گوشياش - Z300 اريكسون- را ازجيب بغلش بيرون آورد و اندك زماني پس از اينكه جواب داد سر به آسمان بلند كرد وگفت: معذرت ميخواهم خدا.تصوير كشيش در متن اين كليپ محو شد تا اينكه گوشي جديد اريكسون معرفي شد.اين تبليغ همچنان توي ذهن من مانده و اگر كسي اين كليپ را در آرشيو خود نگه داشته يا گوشي Z300 اريكسون را دارد، لطفا با من تماس بگيرد.
راستی شما هم ایران دخت می خوانید؟