تبليغاتX
پرویز گیلانی
نمی‌دانم از این تریبون حق دارم به تلویزیون دولتی ایران انتقاد كنم یا نه.من می‌نویسم و امیدوارم كسی نوشته‌هایم را سانسور نكند به خصوص وقتی درمورد ماهواره و برنامه‌های مورد علاقه‌ام توضیح می‌دهم. هفته گذشته دوست ناشناسی با نام طالبی در وبلاگم پیامی‌گذاشت كه هرچه كردم، نتوانستم به آن بی توجهی كنم.این دوست عزیز نوشته بود «من در این چند مدت كه بحران‌های مالی بازارهای مالی كشورهای خارجی در تلویزیون ایران شبكه‌های 1.2.3.4 به تصویر كشیده شد. هی گوشم را تیز كردم تا شاید كلمه‌ای هم درمورد بورس ایران واوضاع نابسامان خودمان دراین مدت بشنوم ولی دریغ از یك كلمه.این برای من خیلی تعجب انگیزه كه چرا به بالا آمدن بورس ایران رسانه‌ها واكنش نشان می‌دهند دراین مدت 3 ماهه كه وضع بازار گل وبلبل شده چیزی درتلویزیون نشان نمی‌ده وخبری ارائه نمی‌شه» اتفاقا هفته گذشته، گیرنده ماهواره‌ام، به دلیل نوسان برق یا نمی‌دانم به دلیل روشن ماندن‌های مداوم، سوخت ومن یك هفته‌ای مجبور شدم برای گرفتن قیمت‌های جهانی طلا وسكه و دلار و از این جور چیزها، به شبكه‌های وطنی رو بیاورم. باور كنید خیلی از اطلاعاتی كه شبكه‌های مختلف تلویزیون ایران می‌دهند غلط است.خبر وال استریت را می‌خوانند اما تصاویر بورس كالای شیكاگو را نشان می‌دهند یا از قیمت‌های جهانی نفت گزارش می‌دهند اما بورس اوراق بهادار لندن را نشان می‌دهند. تمام هفته گذشته، دل به منابع داخلی بستم ودراین مدت فكر می‌كردم وال استریت سقوط كرده واقتصاد آزاد به بن‌بست رسیده و لیبرال‌ها را گذاشته‌اند بیخ دیوار وتیربارانشان كرده اند اما آخر هفته كه در خانه خواهرم تحلیل‌های بلومبرگ را شنیدم ونمودارهای مختلف را دیدم، خیالم راحت شد كه اقتصاد دنیا دچار بحران شده اما خدایی هنوز سقوط نكرده است.نمی‌دانم چرا عزیزان تلویزیون، اقتصاد وآمار و ارقام را هم سیاسی كرده‌اند.گوییم من ایرانی با اخبار عجیب وغریب شما باورم شد كه بعضی اقتصادها فروپاشیده شده و برخی بورس‌ها سقوط كرده‌اند، این قضیه چه ربطی به من دارد؟ یا چه كمكی به جهان بینی من می‌كند؟ درمیان شبكه‌های ماهواره‌ای، بلومبرگ منبع خوبی برای اخبار اقتصادی است و مدام نمودارهای مختلفی از وضعیت ارزها وقیمت نفت وطلا واین جور چیزها ارایه می‌كند.من اول صبح كه از خواب بیدارمی‌شوم، ماهواره وتلویزیون را روشن می‌كنم وتا زمانی كه درخانه هستم، سعی می‌كنم به اخبار وگزارش‌های شبكه‌های بلومبرگ ویكی دو شبكه دیگر كه رئیس جمهور با یكی از آنها گفت وگو كرده است ومن نمی‌خواهم نامش را ببرم، گوش دهم.طالبی دوست ناشناخته‌ام دروبلاگم پیام گذاشته كه از كمپین جمع آوری امضای الكترونیكی برای درخواست از صدا وسیما برای ارائه اخبار دقیق روزانه ویك برنامه تلویزیونی حداقل 5/1 ...2 ساعته برای اعلام وضعیت بازار سرمایه ایران و تحلیل آینده حمایت كنم ومن نمی‌دانم چنین كاری می‌تواند فایده داشته باشد؟ من اطمینان دارم تازمانی كه تلویزیون دولتی است، نمی‌توان امیدی به اصلاح آن بست. درهفته بی اطلاعی مطلق از بازارهای دنیا، گاهی تلویزیون را روشن می‌كردم و می‌دیدم كه بعضی شبكه‌ها به تولید برنامه‌های اقتصادی رو آورده‌اند. از جمله شبكه دوم سیما برنامه‌ای دارد با عنوان «...» در ابتدای این برنامه كه كاملا درزمینه بورس و بازار سرمایه است، اول پنج دقیقه نماهنگ پخش می‌شود. بعد پنج دقیقه گفت وگوبا كارگزارانی كه تحلیل‌هایشان آبكی است.بعد 10 دقیقه تبلیغ سهام... و درنهایت چند دقیقه شرح غلط واژه‌های متعارف صنعت سرمایه‌گذاری. می‌دانم كه مردم تشنه یادگیری فن سرمایه‌گذاری هستند وازچنین برنامه‌هایی استقبال می‌كنند اما وقتی پای برنامه‌ای ضعیف مثل... می‌نشینند، فقط باید تبلیغ سهام اسپانسرهای برنامه را ببینند.این برنامه فقط می‌خواهد بگوید سهام (...) بخرید و احتمالا در كنار این توصیه می‌خواهد با ادبیاتی كهنه و نخ نما، معنی P/E یا DPS و یا افزایش سرمایه را آموزش بدهد. مثل آنهایی كه چند دكمه با پول خودشان می‌خرند وبا پارچه دولتی كت وشلوار می‌دوزند. برنامه دیگری هم دریكی دیگر ازشبكه‌های تلویزیون دیدم كه به ظاهر درمورد اصل 44 بود وخصوصی سازی اما نماینده خوش لهجه شهر... در تمام طول صحبت‌هایش علیه خصوصی‌سازی حرف زد و بد وبیراه گفت.برنامه دیگری دیدم كه درآن یكی از مجری‌ها به مهمان برنامه اش گفت: وقتی قیمت سكه روبه افزایش است، چرا دولت سوبسید نمی‌دهد تا قیمت‌ها كنترل شود یا مجری دیگری خواستار اضافه شدن تعداد بازرسان تعزیراتی برای كنترل بازار از شرگران فروشان شد. نكته قابل توجه این است كه یكی از منابع اصلی كسب درآمد صداوسیما، آگهی شركت‌های دولتی و بعضا شركت‌های بخش خصوصی است.تلویزیون دولتی ایران كه حاضر نیست یك خط خبر درمورد موفقیت یك شركت بخش خصوصی بنویسد، با دریافت 5 میلیون تومان، نیم ساعت برنامه پخش می‌كند ودرآن اجازه می‌دهد كه مدیرعامل بی سواد شركت، ازخودش مثل فهرمانی دفاع كند.اگر قرار است تلویزیون دولتی به وظیفه واقعی خود عمل كند،چراباید پول آن را یك شركت دولتی بپردازد؟ پرسش بعداین است كه چرا تلویزیون دولتی پول می‌گیرد تا درفصل مجامع شركت‌ها درقالب یك برنامه آموزشی،به تبلیغ سهم یك شركت بپردازد؟ پرسش بعد این است كه چرا جورهمه چیزاین مملكت (ازفوتبال تا فرهنگ وهنر) را باید یك شركت دولتی بكشد؟ البته اگرچه من وشما مخالف چرت وپرت گویی بعضی‌ها هستیم اما خیلی‌ها بدشان نمی‌آید. با پول می‌شود یك مدیر بی لیاقت را در سطح قهرمانی ملی بالابرد. هفته گذشته برای من هفته خوبی نبود به همین دلیل روز پنجشنبه با یك نصاب ماهواره قرار گذاشتم تا ماهواره جدیدی برایم نصب كند ومن بیشتر ازاین، به سقوط دنیا نزدیك نشوم.

+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 16:21 توسط پرویز گیلانی |