تبليغاتX
پرویز گیلانی

 

نمی دانم چندسال پیش بود.شش سال یا هفت سال یا حتی ببیشتر كه پدربزرگ یكی از دوستان فوت كرده بود ومن برای شركت در مراسم عزاداری آن مرحوم،باید به خیابان زرافشان،واقع درشهرك غرب می رفتم. از خیابان پونك با ختری كه به خیابان زرافشان رسیدم، چند متر جلوتر، دیدم در و دیوار یكی از ساختمان ها را سیاه پوش كرده اند وزیرچند دیگ بزرگ نذری هم آتش روشن است. ماشین را پارك كردم وبه قصد شركت درعزاداری پدربزرگ دوستم، درون ساختمان رفتم.حس كردم فضا،فضای خاصی است به خصوص این كه مردی با لباس فرم،به پیشوازم آمد وگفت: با چه كسی كاردارید؟ ومن گفتم كه برای شركت درعزاداری دوستم به این آدرس آمده ام. بنده خدا لبخندی زد وگفت: آقا جان اشتباه آمده اید.این جا سازمان خصوصی سازی است. 

باور كنید خیلی شرمنده شدم وعرق كرده ومتعجب، ساختمان را ترك كردم.درحالی آن جا را ترك كردم كه بوی قیمه نذری، همه جا را گرفته بود. آن روز به هرشكلی كه بود، آدرس مجلس عزاداری دوستم را یافتم وبا حضور درجمع بازماندگان مرحوم، برای حاضرین، آرزوی طول عمر وبرای آن مرحوم طلب آمرزش كردم. این اولین برخورد من با سازمان خصوصی بود.البته پیش از آن، بنا به شرحی كه درگذشته دادم، برایتان گفتم كه چگونه اوراق بهادار به یادگار مانده پدرم را درسازمان مالكیت واحدهای تولیدی، به سهام تبدیل كردیم وخودمان شدیم سرمایه گذار بورس تهران.روز سه شنبه كه داشتم روزنامه ها را می خواندم وخبرگزاری ها را رصد می كردم، به جمله ای برخوردم كه كله ام را به شدت داغ كرد. 

احساس ناراحتی كردم و ولو شدم روی صندلی. رئیس سازمان خصوصی سازی گفته بود”سهام عدالت الگوی سایر كشورها می‌شود” همه آنها كه مختصر مطالعه ای در اقتصاد دارند، می دانند كه سهام عدالت را نمی توان درزمره سیاست های خصوصی سازی دانست به این دلیل مشخص كه دولت،از مدیریت بنگاه هایش نمی گذرد ومالكیت آنها را مثل گوشت قربانی در خانه های مردم تقسیم می كند. چند وقت پیش به همراه عده ای ازدوستان به دیدار آقای هاشمی رفسنجانی رفتیم.به ایشان گفتم كه “شما این قدر تلاش كردید كه خصوصی سازی وآزادسازی، الزامی وقطعی شود اما دولت سهام عدالت را مطرح كرد وخطی بر برنامه ها وسیاست های اصل 44 كشید”ایشان تایید كردند وگفتند” بله. 

ما تلاش زیادی كردیم تا اصل 44 ابلاغ شد اما دولت سهام عدالت را مثل بمبی،زیر سیاست ها گذاشت” چندی پیش رفته بودم خانم “ فیروزه خلعتبری” را ببینم. خانم خلعتبری، یكی از كارشناسان بسیار قدیمی بانك مركزی هستند كه درسال 1378، به همراه بعضی از دوستان مثل غلامرضا زال پوروپرویز صداقت، طرحی رابرای اتاق بازرگانی وصنایع ومعادن ایران تهیه كردند كه “طرح مالكیت فراگیر سهام” نام داشت وبعدها شد مبنای همین سهام عدالت.به شوخی گفتم: خانم دكتر این چه طرحی بود كه تهیه كردید؟ كه ایشان خیلی جدی پاسخ داد: طرح سهام عدالت، به هیچ عنوان مشابهتی با طرح مالكیت فراگیر ندارد. حالا هرچه فكر می كنم می بینیم خیلی اعتماد به نفس می خواهد كه عنوان كنیم بقیه كشورها باید تجربه خصوصی سازی –سهام عدالت- را ازما بیاموزند.
“كلاوس پترویلد” و” وولف شمیدر” دومشاور آلمانی سازمان خصوصی سازی ایران درسال 1382 بودند.هردو سابقه كاردر “تروی هند” یا سازمان خصوصی سازی آلمان را داشتند وبه ایران آمده بودند تا به جریان خصوصی سازی كشورما كمك كنند. یكی از سفرهای این دو، به برگزاری چندكارگاه آموزشی وچند نشست جانبی منجرشد كه من هم بدون بهره نماندم وهمراه با بعض از دوستان، دراین جلسه ها شركت كردم. یك بار از آقای”پترویلد” درمورد موانع خصوصی سازی درایران سوال شد .مردآلمانی كمی خندید.

كمی فكركرد وگفت”باید با تعریف یك خاطره، به این پرسش پاسخ دهم.یادم می آید دریكی از كشورهای آمریكای لاتین(فكر كنم گفت،آرژانتین) به عنوان مشاور خصوصی سازی به كارمشغول بودم.ما برنامه ای برای خصوصی كردن تعداد زیادی ازكارخانه ها داشتیم كه با موفقیت اجراشد.بعدازاتمام دوره ای طولانی فقط چندشركت خصوصی نشد كه با فشارهای دولت مرحله دوم برنامه ماهم با موفقیت به پایان رسید.اما دولت هرچه تلاش كرد نتوانست یك شركت بزرگ استخراج كننده مس را خصوصی كند.ما هرچه تحقیق كردیم نفهمیدیم چرا دولت در خصوصی سازی این شركت ناموفق عمل می كند.تااینكه فهمیدیم پدرخوانده این شركت،یكی مردان صاحب نفوذ است كه نمی گذارد خصوصی سازی صورت بگیرد.كار دوره ای ما تمام شده بود وما آن كشور را ترك كردیم اما چندسال بعد كه سفری به آن كشور داشتیم،متوجه شدیم شركت سرانجام خصوصی شده است اما چندماه پس از مرگ آن صاحب نفوذ.” 

نمی دانم،حكایت خصوصی سازی دركشور ما دارد به بیراهه می رود. نهادهایی دربازار قدرت گرفته اند كه مدیریت بلد نیستند ونمی دانند بازار سهام چیست. روز به روز بر سهامداران سیاسی اضافه می شود وروز به روز از شفافیت بازار،كم. به قول آقای ناطق نوری، نمی دانیم با این “واگذاری های پنج دقیقه ای” چه بلایی برسر اقتصاد ما خواهد آمد وبه قول آقای هاشمی رفسنجانی” كاش مدیریت شركت ها همین طور دولتی بماند اگر قرار است این شركت ها را به ...و... واگذار كنیم” خودمان می دانیم كه واگذاری ها، هیچ برنامه مشخصی ندارد. نسبت به خریدار خارجی كه مدیریت را بلد است، موضع ناسیونالیستی می گیریم اما حاضریم شركت را به فلان نهاد واگذاریم. حالا به نظر شما، ما باید به خارجی ها درس خصوصی سازی، اختصاصی سازی، شبه دولتی سازی، خصولتی سازی(خصوصی ودولتی سازی توام) بدهیم؟ اصلا كشوری مانده است كه خصوصی سازی نكرده باشد؟

 

منبع: شهروند امروز

 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 16:37 توسط پرویز گیلانی |