تبليغاتX
پرویز گیلانی

«محمد جابريان» پس از موفقيت در كارزار عرضه بلوك 30 درصدي سهام فولاد خوزستان، يك ماه فرصت داشت تا با واريز 280 ميليارد تومان به حساب دولت، مهر تاييد بر خريد تاريخي‌اش بزند.در طول يك ماه گذشته چند بار او را ملاقات كردم يا تلفني جوياي حال و احوالش بودم و هر بار تكاپويش را براي تامين قسط اول فولاد خوزستان مي‌ديدم.او، برادران و پسرعموهايش را بسيج كرد و با تقويت انتظارات آتي آنها، سرانجام موفق شد 280 ميليارد تومان به عنوان قسط اول «فخوز» به حساب دولت واريز كند تا سازمان بورس با انتشار اطلاعيه‌اي در روز سه‌شنبه هفته گذشته، بر خريد تاريخي محمد جابريان مهر تاييد بزند. زماني كه اطلاعيه سازمان بورس را در وب‌سايت رسمي سازمان ديدم، با محمد جابريان تماس گرفتم و شادي و شعف را در صدايش به وضوح احساس كردم.كار به پايان نرسيده و اگرچه محمد جابريان، مالك قانوني و رسمي 5/30 درصد سهام فولاد خوزستان شده است اما آنچه اهميت دارد اين است كه او بتواند باقي‌مانده اقساط را به موقع به حساب دولت واريز كند.روز سه‌شنبه كه با او صحبت كردم، مثل پدري كه صاحب فرزندي شده است، خوشحال بود و احساس خوشايندي داشت. از برنامه‌هايش براي اداره بهتر فولاد خوزستان گفت و اينكه قصد دارد خط توليد شركت را گسترش دهد.محمد جابريان چاره‌اي ندارد جز اينكه شركت تازه خصوصي شده را اصلاح ساختار كرده و در راستاي حداكثرسازي سود حركت كند. او بايد تركيب هيات مديره شركت را تغيير دهد و مجموعه فولاد خوزستان را براي افزايش ميزان توليد آماده كند. به قول بچه‌ها، «ته اين استراتژي»، حداكثرسازي سود شخصي است و كيست كه نداند، افزايش ميزان توليد علاوه بر آنكه به سود كارگران شركت تمام خواهد شد، به سود بازار فولاد و در نهايت سود اقتصاد كشور را در پي خواهد داشت.

آدم‌هايي مثل محمد جابريان كم نيستند. خيلي از اين افراد ممكن است سرمايه زيادي نداشته باشند اما قدرت رهبري چند سرمايه‌دار را دارند. در عين حال، خيلي‌ها از وضع مالي مناسبي برخوردارند و به تنهايي مي‌توانند سرمايه لازم براي خريد سهام شركت‌هاي دولتي را داشته باشند. اين افراد سرمايه‌گذار هستند و در صورت حمايت و پذيرش دستگاه حاكم بر اقتصاد، مي‌توانند ده‌ها شركت مثل فولاد خوزستان به وجود آورند.حال كه بحث به اينجا رسيد، مي‌خواهم اعتراف صادقانه‌اي داشته باشم و به‌گوشه‌اي از تفاوت‌هاي آدم‌هايي مثل من با آدم‌هايي مثل محمد جابريان اشاره كنم.من كارم را در بورس تهران با سرمايه اندكي معادل 10 تا 15 ميليون تومان شروع كردم و در عرض 10 سال موفق شدم از طريق معامله‌گري و كسب سود از طريق نوسان قيمت سهام، سرمايه اوليه‌ام را صدها برابر كنم. به آدم‌هايي مثل من معامله‌گر، تريدر، سفته‌باز، بورس‌باز و سهام‌باز مي‌گويند. استراتژي اصلي آدم‌هايي مثل من، «بزخري» سهام است. ما در كمين بازار نشسته‌ايم و تلاش مي‌كنيم تا قيمت سهام به پايين‌ترين حد برسد. زماني كه قيمت سهام افت مي‌كند، ما وارد صحنه مي‌شويم و سهم را در پايين‌ترين قيمت مي‌خريم و مدتي بعد، از طريق ابزارهايي كه در اختيار داريم، درست در نقطه اوج افزايش اقبال عمومي به آن سهم، فروشنده مي‌شويم و سود كلاني به جيب مي‌زنيم.يك معامله‌گر لازم نيست مدت زمان زيادي سهم يك شركت را در پرتفوي خود نگه دارد بنابراين هر زمان كه احساس كند سهام شركتي در بالاترين حد ارزش قرار دارد آن را مي‌فروشد و برعكس زماني كه احساس كند سهمي باارزش، در پايين‌ترين مرز قيمتي قرار دارد، آن را مي‌خرد. اما آدم‌هايي مثل محمد جابريان، توليدگر و صنعت‌آفرين هستند. سرمايه‌داراني هستند كه به دليل علاقه به توليد، به سرمايه‌گذار و كارآفرين تبديل مي‌شوند.محمد جابريان به طور قطع، همه سرمايه و زندگي‌اش را صرف خريد فولاد خوزستان كرده و برادران و عموزاده‌هايش را نيز در اين راه بسيج كرده است. او بايد ظرف ماه‌هاي آينده باقي‌مانده قيمت نهايي شركت را به دولت پرداخت كند و حتي در آينده براي خريد 70 درصد ديگر سهام شركت خيز بردارد. بنابراين پيش‌بيني من اين است كه محمد جابريان ظرف سال‌هاي آينده، پاي ثابت حضور در راس تصميم‌گيري‌هاي فولاد خوزستان خواهد بود و هيچ‌گاه به صورت يك معامله‌گر، سهام مديريت خود را عرضه نخواهد كرد.ماندن در يك شركت و تدوين استراتژي براي حداكثرسازي سود آن از طريق افزايش توليد، استراتژي افرادي مثل محمد جابريان است و در مقابل افرادي مثل من صرفا به دنبال استفاده از نوسان قيمت‌ها هستند.ما گردنه‌گيران نوسان قيمت سهام هستيم و آنها رياضت‌كشان توليد و كارآفريني.باور كنيد از موفقيت محمد جابريان و خانواده‌اش در پرداخت اولين قسط خريد سهام فولاد خوزستان آنقدر خوشحال شده‌ام كه عكس معروف او را به جاي عكس هديه تهراني به ديوار اتاق كارم زده‌ام.

+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 23:4 توسط پرویز گیلانی |